زين الدين محمود واصفى
167
بدايع الوقايع ( فارسى )
لاله اشتغال نموده شود ، مناسب مىنمايد . و در السنه و افواه افتاده كه بعد از پنج روز عبيد اللّه خان به رسم تعزيهپرسى خواجه پارسا - كه از اولاد امجاد خواجه محمد پارسااند قدس اللّه سره العزيز - از ييلاق قرشى به شهر تشريف مىآورند ، تا آمدن ايشان اين قصيده مىبايد كه به اتمام رسد . از مجلس حضرت خواجه بيرون آمده به خود گفتم كه اگر همتى برگمارى و خاطر بر آن دارى كه اين قصايد به اتمام « 1 » رسد ، تا در مطلع اختلاط عبيد اللّه خان مقطع « 2 » حالات خود را معروض گردانى . به خاطر رسيد كه اگر به مدرسه رفته شود ، جمع طلبه و افاضل مىآيند و هجوم مىنمايند ، اين معنى محال مىنمايد . در اين خيال و انديشه بودم كه جمعى مىرفتند و مىگفتند كه امروز در چشمهء ايوب غريب جمعيتى و عجايب كثرتى است . بر اثر آن جماعت قدم سعى به آن سرمنزل مستطاب رسيد ، و مقولهء : هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ « * » بر نهر « 3 » لسان جارى گرديد ؛ و در گوشهء آن عمارت خلوتخانهاى « * * » به نظر درآمد مانند زاويهء دل خلوتنشينان صوامع قدس پرفيض و صفا ، و چون ديدهء ارباب بصيرت در كمال نور و جلا . در آن خانه پنج روز بيتوته اتفاق افتاد ، و اين قصايد خمسه در آن پنج روز روى داد و آن قصايد اينست : در اين چمن چو نديد از وفا اثر لاله * ( 38 b ) پياله را ننهد بر زمين دگر لاله مدام جام مى لالهگون به كف دارد * به سرخوشى و طرب مىبرد به سر لاله به يك پياله برافروخت عارضش ، بنگر * چگونه شد متغير به اينقدر لاله
--> ( 1 ) - A ، C و P : قصايد به تمام به اتمام ( 2 ) - P : قطع ( 3 ) - A : بهر . ( * ) س 12 : قرآن سورهء 38 آيهء 42 ( * * ) س 13 : خلوتخانه